اكبر ترابى شهرضايى

238

آئين كيفرى اسلام (فارسى)

[ الألفاظ الدالّة على القذف ] [ مسألة 2 - يعتبر في القذف أن يكون بلفظ صريح أو ظاهر معتمد عليه كقوله : « أنت زنيت » أو « . . . لطت » أو « أنت زان » أو « لائط » أو « ليط بك » أو « أنت منكوح في دبرك » أو « يا زاني » « يا لاطي » ونحو ذلك ممّا يؤدّي المعنى صريحاً أو ظاهراً معتمداً عليه . و أن يكون القائل عارفاً بما وضع له اللفظ ومفاده في اللغة الّتي يتكلّم بها ، فلو قال عجمي أحد الألفاظ المذكورة مع عدم علمه بمعناها لم يكن قاذفاً ، ولا حدّ عليه ، ولو علم المخاطب ، وعلى العكس لو قاله العارف باللغة لمن لم يكن عارفاً فهو قاذف وعليه الحدّ . ] الفاظ قذف اين مسأله دو مطلب را در بر دارد : 1 - لفظى كه دلالت بر قذف مىكند ، يا بايد صريح در اين معنا باشد و يا ظهورى داشته باشد كه عقلا بر آن اعتماد مىكنند ؛ يعنى ظهورى كه احتمال خلاف در آن جريان دارد ، ليكن عقلا اين احتمال را ناديده مىگيرند ؛ مانند بيشتر محاورات و گفتگوهاى ما كه بر مبناى ظهورات و با اعتماد بر آن‌ها است . از اين‌رو ، فرموده است : اگر ظاهر معتمد عليه باشد ، كفايت مىكند ؛ مانند : « أنت زنيت » ( به فتحه يا كسره‌ى « تا » در هردو ) اگر مخاطب مرد يا زن باشد يا به مردى بگويد « لُطْتَ » تو لواط كردى ، « أنت زان أو لائط » . آيا بين « أنت زنيت » و « أنت زان » فرقى هست ؟ جمله‌ى اوّل حكايت از وقوع زنا در زمان گذشته است ؛ ولى جمله‌ى دوّم گاه در شأنيّت و وقوع فعل در آينده نيز استعمال مىشود ؛ يعنى تو آدمى هستى كه شأنيت اين مسأله در تو وجود دارد ؛ بنا بر اين معنا ، ديگر عنوان قذف صادق نيست . در اين‌جا بايد در بحث زير تأمّل و تدبّر نماييم : اگر كسى گفت : تو در آينده حتماً زنا خواهى كرد ، آيا قذف به شمار مىآيد ؟ بنا بر اين كه در « أنت تزني في ما بعد » شبهه‌ى تحقّق قذف باشد ، در « أنت زاني » نيز اين شبهه